close
تبلیغات در اینترنت
mohammad reza bagherpour
loading...

Comparative Education

با سلام و احترام به بزرگوارانی که در این فاصله زمانی 2 سال و 11 ماه و 8 روز گذشته و از بدو ایجاد وبلاگ و قرار دادن اولین مطلب در آن، به طرق مختلف، تشویقمان کردند، نظر دادند، انتقاد و راهنمایی کردند تا بتوانیم وبلاگی رو که موقتی و صرفا برای اخذ نمره دانشگاهی! ایجاد شده بود و قرار بر حذف آن بود، با همراهی دوستان ادامه بدهیم. جرقه ایجاد وبلاگ رو، یکی از استادان دانشگاهی که بنده دانشجویش بودم، زد و داستانی دارد؛ ایشون مجبور کرد همه دانشجویان، وبلاگ ایجاد کنند! تا مطالبی رو که در قالب تکلیف درسی خواسته…

محمدرضا باقرپور بازدید : 195 پنجشنبه 30 فروردين 1397 زمان : 1:26 نظرات ()
با سلام و احترام به بزرگوارانی که در این فاصله زمانی 2 سال و 11 ماه و 8 روز گذشته و از بدو ایجاد وبلاگ و قرار دادن اولین مطلب در آن، به طرق مختلف، تشویقمان کردند، نظر دادند، انتقاد و راهنمایی کردند تا بتوانیم وبلاگی رو که موقتی و صرفا برای اخذ نمره دانشگاهی! ایجاد شده بود و قرار بر حذف آن بود، با همراهی دوستان ادامه بدهیم. جرقه ایجاد وبلاگ رو، یکی از استادان دانشگاهی که بنده دانشجویش بودم، زد و داستانی دارد؛ ایشون مجبور کرد همه دانشجویان، وبلاگ ایجاد کنند! تا مطالبی رو که در قالب تکلیف درسی خواسته بود، در وبلاگ قرار بدهیم و ایشون هم در وبلاگی که نشانیشو از قبل باید می دادیم، مشاهده کنند، نظر بدهند و نمره میان ترم بدهند! و در این مورد، پافشاری هم می کردند. بنده با این طرح مخالفت کردم؛ حوصله ایجاد وبلاگ را نداشتم؛ بهش گفتم: شاید اصلا دانشجویی نمی خواهد در فضای مجازی تکالیفش را ارائه نماید و شاید امکاناتش را هم ندارد و یا مایل هست تکالیفش را حضوری ارائه کند و اصولا ایجاد یک وبلاگ را، صرفا به خاطر یک تکلیف درسی، منطقی نمی دیدم. احساس می کردم استاد داره حرف زور می گه؛ بهش گفتم: تکالیف را حضوری یا به طریق ایمیل ارائه کنیم اما استاد قبول نکرد که نکرد و سرانجام، مجبور شدم مثل بقیه همکلاسی ها، من هم وبلاگ ایجاد کنم؛ اون هم واسه خاطر یه مطلب و یه کار کلاسی و برای 6 نمره میان ترمی! و هنوز هم که هنوزه نمی دونم دلیل اصرار استاد برای ایجاد وبلاگ، چه بوده است؟! اما اکنون می بینم ایجاد وبلاگ، اتفاقا خوب و هم ضروری بوده و من خیلی وقت پیش شاید بهتر می بود این کارو می کردم. وبلاگ، بستری رو فراهم کرد تا بتونم حرفامو و حرفای دوستان رو منتقل کنم. خیلی وقت پیش از اینکه این استاد، به این شکل زورکی! بانی ایجاد وبلاگ بشه، دوستان و همکاران زیادی، پیشنهاد ایجاد پایگاه خبری و اخذ مجوز و راه اندازی نشریه و حداقل وبلاگ را داده بودند که ای کاش همان موقع، وبلاگ را ایجاد می کردم. در این فرصت، با عنوان سخن سوم، می خواهم مطالبی رو که به نوعی دچارش شده ام یا دغدغه اشو داشته ام و احتمالا دغدغه خیلی از شما مخاطبان هم هستش، خیلی خودمونی و بدون تکلف و ملاحظه در سخن، به شما مخاطبان محترم برسونم و باهم یه مروری بکنیم تا شاید تکرار و بازگوکردن آن، مفید واقع شود. مطالب ممکنه به صورت پراکنده و با موضوعات مختلف آورده بشوند اما در یه چیز مشترکن و اون اینکه همه آنها ریشه فرهنگی دارند...
محمدرضا باقرپور بازدید : 111 یکشنبه 15 بهمن 1396 زمان : 11:12 نظرات ()

اول استخدامیم، علی رغم میل باطنیم، به سفارش و امر پدر که در جوامع سنتی ای مثل ایران خودمون، از برندگی برخوردار است و متعاقب آن، با رعایت اصل ادب و اطاعت از پدر، با توجیه بی اساس خدمت به همشهریان، از تهران، از آن ابرشهر، شهری که دوست داشتم و دارم، از شهرِ با مردمانی لارج، از شهری که حوصله آدم هیچ وقت سر نمی رود، آن مرکز امکانات، آن قبله آمال، آن شهر رسیدن به همه چیز مادی و معنوی که از اشخاص کوچک، اشخاص بزرگی می سازد، از جایی که پدری در زیر پله، تنها با شغل آب میوه گیری، فرزندانش را به درجه استادی دانشگاه می رساند، به شهرستانی که یک مغازه بیشتر داشته باشی یا یک ماشین سواری مدل بالایی سوار بشی یا باغی داشته باشی، حتما و قطعا، انگ زیرخاکی پیدا کردن و قاچاق مواد مخدر یا امثال آن بهت می زنن، به شهرستانی که همه همدیگر را می پایند و حساب و کتاب همدیگر را می کنند؛ جایی که همه نه اما بیشتر مردمان اصیلش، به استان ها و کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند تا آن جایی که بعضی وقت ها، حتی یه همشهری هم پیدا نمی کنی تا باهاش خوش و بشی داشته باشی، برگشته بودم؛ استخدامم، هنوز قطعی نشده بود. در اداره شهرستان بودم که دو نفر از وزارتخونه، از تهران اومده بودن؛ همکاران می گفتن: برای بازرسی و ارزیابی عملکرد اومدن؛ اتاق هارو یکی یکی سرکشی می کردند و با کارمندان، گفت و گو می کردن؛ وقتی اومدن اتاقی که منم اونجا مستقر بودم، یه نگاهی به روی میز انداختن و پرسیدن: چرا شما روی میزتان چیزی نیست و چرا پرونده ای روی میزتان نیست؟! کاری انجام نمی دین شما؟ گفتم: معیار کارکرد کارمند از دید شما، تعداد پرونده های روی میزه؟ هرکسی روی میزش شلوغ تره، پرکارتره الزاما به نظرتون؟ از چهره شان فهمیدم از پاسخ و تحلیل اینگونه من، خوششون نیومده و از جواب به ظاهر سربالایی که یک کارمند تازه استخدام شده ای مثل من داده بود، دلخور شده اند. من کشوی میزم را باز کردم؛ گفتم: همه وسایل اداریم اینجا هست؛ از جاسوزنی گرفته تا خود پرونده ها و من عادت ندارم پرونده و حتی یه صفحه کاغذ، روی میزم باشه. من اون موقع فهمیدم که بسیاری از ماها، در سیستم اداری بیمار، باید بیشتر رل بازی کنیم و ظاهرسازی کنیم و کارهایی رو که انجام می دیم و بیشتر از آنچه را هم که انجام می دیم، بولد کنیم و بتونیم خوب نمایشش بدیم اما هنوز هم که هنوزه، بعد از گذشت چندین سال از اون سال ها، روی میز کاری من شلوغ نیست و البته، سیستم اداری بیمار، تمایلش غیر از اینه و بیشتر ماها، به تبع تمایل سازمان و گردانندگان آن، ترجیح می دهیم کاری رو که انجام می دیم، نمایشی باشه. بعدها دیدم و فهمیدم هرکی نمایشگر خوبی بوده، در چنین سیستم معیوبی، جلو رفته؛ البته مثل جلو رفتن آن خر خراسی که چشم بسته، دور سنگ آسیاب می چرخه و تا آخِر وقت و تا وقتی چشاشو باز نکرده اند، فکر می کنه راه زیادی رفته و چه بسا، چندین بار به خودش آفرین هم گفته که چه قدر راه رفته! در ایران، در چنین سیستم معیوب و لنگانی، کار کردن و Output زیاد اهمیتی نداره؛ به این دولت و اون دولت هم ربطی نداره؛ اینجا اولا باید خوب بتونی نمایش بدی و نمایشگر خوب و ماهری بوده باشی و همون کار کوچک و اندک یا بزرگ درست یا غلطی رو که انجام داده ای، بتونی چندین برابر بزرگش کنی؛ ثانیا در جلسات رسمی و یا غیررسمی که حضور داری و احتمالا فرصتی بهت داده می شه، باید بتونی از وقتت خوب استفاده کنی! و به جای مشغول کردن ذهن و اظهارنظر در مورد موضوع و دستور جلسه، از مدیر و معاونانی که حضور دارند یا ندارند، تشکر و قدردانی بکنی؛ یعنی مثلا ۱۰دقیقه ای که بهت وقت می دن، بتونی حداقل ۷ دقیقه اشو، یعنی ۷۰ درصدشو، به تشکر و قدردانی از مدیر و اذنابش بپردازی؛ چاپلوسی، انواع و اقسامی داره؛ فقط تعریف و تمجید و تشکر اینجوری نیست؛ بعضا، شخص متملق، با همسویی و هم رأیی با طرف مقابل، می تونه اهدافشو پیش ببره؛ در همسویی عقاید، فردی که خودشو می خواد شیرین کنه، خودشو همسو و هم جهت با نظرات، عقاید و ارزش های مدیر سازمان نشون می ده. همسویی، بر اساس این فرض شکل می گیره که بیشتر انسان ها، افرادی رو دوست دارن که دارای ارزش ها و عقایدی نظیر خودشون هستن... 

محمدرضا باقرپور بازدید : 54 سه شنبه 26 دي 1396 زمان : 22:44 نظرات ()

پشت درو ننداختی ننه با خوب و بدم ساختی ننه
سرمو بگیر تو دامنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت
دنیارو می خواستی برام عمرتو گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت نماز بودو عبادت نماز بودو عبادت
حرفو حدیثت منم عاشق گیست منم
سفیده مثل برفه راس راسی خیلی حرفه راس راسی خیلی حرفه
پشت درو ننداختی ننه با خوبو بدم ساختی ننه
سرمو بگیر تو دامنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت قربون بوی پیرهنت...

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
(در مورد موضوعات مربوط به تعليم و تربيت.)(استفاده از مطالب، در جایی دیگر، منوط به درج نام نویسنده و مترجم است.)(پروفایل مدیر وبلاگ: نام و نام خانوادگی: محمدرضا باقرپور.)ایمیل خصوصی: hannaneh7@yahoo.com* tameshk.arasbaran@yahoo.com *hannaneh7.hannaneh7@gmail.com laylalalaylaylalalaylaylalay@gmail.com*(سطح تحصیلات: کارشناسی ارشد.)(علاقه: تمشك وحشي قرمز تيره و بنفش جنگل هاي ارسباران.) شماره های تماس، با وبلاگ: *09141260189*09143006168* شماره اصلی و User name فضای مجازی: 09143006168 @laylalalaylaylalalaylaylalay
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • مطالب
    لینک دوستان
  • پرتال امام خمینی(ره)
  • پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
  • پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری
  • وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  • مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
  • دکتر شریعتی
  • پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
  • پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ايران
  • مرکز تحقیقات استراتژیک
  • مرکز آموزش و پژوهش های توسعه و آینده نگری
  • اهل قلم
  • موفقیت
  • دانشجو
  • پایگاه اطلاع رسانی آناج
  • باشگاه خبرنگاران جوان
  • بزرگتــرین بانـک مقــالات علـوم اسـلامی و انســانی(پایگاه مجلات تخصصی نور)
  • نی نی
  • دانشگاه پیام نور
  • انجمن متخصصان علوم ارتباطات اجتماعی استان آذربایجان شرقی
  • خبرآنلاین
  • لینک زن
  • سیستم جامع دانشگاهی گلستان
  • سامانه مدیریت آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور
  • مجله اینترنتی زن روز
  • رضوي
  • مرکز مطالعات ژاپن
  • سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران
  • مجله روان شناسي و علوم تربيتي
  • ميگنا(معلم يك گنجينه ناب است.)
  • ایسنا
  • دکتر الهی قمشه ای
  • خبرگزاری مهر
  • فارس
  • خبرگزاری دانشجو
  • خبرگزاری صدا و سیما
  • آفتاب
  • فرهنگستان هنر
  • فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  • کودکان
  • استاد مطهری
  • ایرنا
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    دیدگاه کلی جناب عالی، نسبت به این وبلاگ، چه گونه است؟






    داستانک ها، تا چه حد، مورد پسند جناب عالی است؟





    آيا جناب عالي، با استمرار اين وبلاگ، با اين شيوه، موافق مي باشيد؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 557
  • کل نظرات : 81
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 29
  • آی پی دیروز : 27
  • بازدید امروز : 105
  • باردید دیروز : 113
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 9
  • بازدید هفته : 413
  • بازدید ماه : 1,110
  • بازدید سال : 13,968
  • بازدید کلی : 75,423