close
تبلیغات در اینترنت
لزوم یادگیری و تمرین «نه گفتن»...
loading...

Comparative Education

چند سال پیش، شبانه، توسط یه دوستی، به یه مهمونی دعوت شدم؛ می گفت: تو چه قدر خودتو محدود کرده ای؟! یه خرده هم آرامش بده به خودت. به دوستم اعتماد کردم؛ دوست دوران دانشجوییم بود؛ وقتی ازش پرسیدم: موضوع چیه؟ خندید و گفت: تحقیق نیست که موضوع داشته باشه؛ یه دورهمیِ ساده است با دوستان؛ می خواهیم کمی شارژ! بشیم؛ بگیمو بخندیم؛ همین. وقتی رسیدیم به خونه ای که مهمونی رو اونجا ترتیب داده بودن، دیدم یه تعداد دانشجو که بعضیارو از قبل می شناختم و باهاشون همکلاسو همدوره شده بودم، قبل از ورود ما، اونجا هستن؛ بیشترشون…

محمدرضا باقرپور بازدید : 36 پنجشنبه 16 آذر 1396 زمان : 1:33 نظرات ()

چند سال پیش، شبانه، توسط یه دوستی، به یه مهمونی دعوت شدم؛ می گفت: تو چه قدر خودتو محدود کرده ای؟! یه خرده هم آرامش بده به خودت. به دوستم اعتماد کردم؛ دوست دوران دانشجوییم بود؛ وقتی ازش پرسیدم: موضوع چیه؟ خندید و گفت: تحقیق نیست که موضوع داشته باشه؛ یه دورهمیِ ساده است با دوستان؛ می خواهیم کمی شارژ! بشیم؛ بگیمو بخندیم؛ همین. وقتی رسیدیم به خونه ای که مهمونی رو اونجا ترتیب داده بودن، دیدم یه تعداد دانشجو که بعضیارو از قبل می شناختم و باهاشون همکلاسو همدوره شده بودم، قبل از ورود ما، اونجا هستن؛ بیشترشون هم دانشجوهای مقطع فوق لیسانس و دکتری بودن؛ می گفتن و می خندیدن؛ یه آهنگ بی محتوا و مسخره ای رو هم گذاشته بودن و در همون حالت نشسته، دست تکون می دادن و می رقصیدن؛ یه چندتا آلات موسیقی هم تکیه داده شده بود به میز. دوستم منو به اونا معرفی کرد. کم کم مهمونای دیگه هم رسیدن که من تعدادی از اونارو نمی شناختم. ظاهرا اول مجلس بود. بعد مدتی که نشسته بودیم، بعضیا لباس های خودشونو درآوردن! و با شلوارک! نشستن؛ صحبت هایی بین اونا ردو بدل می شد؛ یکی می گفت: نه من عادت ندارم و دوتاشو همزمان نمی زنم؛ مشکل درست می شه واسم. یکی می گفت: من فقط اهل قرصم؛ هیجانش بیشتره؛ نمی دونی که چه حالی داره. یکی هم می گفت: استنشاق عالیه؛ حوصله آدم سرنمی ره! یه نفر هم می گفت: من تجربه اشو ندارم؛ اولمه؛ یه وقت عادت نکنم؟! و اون یکی هم بهش دل و جرأت می داد که نه بابا کسی تا حالا با یه بار مصرف، معتاد نشده. من از وضعیتشون فهمیدم که مثل اینکه قراره یه پارتی راه بندازن و مشروب و مواد مخدر و قرص روانگردان مصرف کنن و بزن و برقص راه بندازن. من بدجوری و بدجایی گیر کرده بودم. به دوستم صراحتا نتونستم بگم می خوام جلسه رو ترک کنم و اگر بلند می شدم می گفتم من می خوام برم، خیلی تابلو می شدم؛ ازطرفی دیگر دوستم احتمالا دلخور می شد؛ خب بیشتر ما ایرونیا اینجوری هستیم دیگه؛ یاد نگرفته ایم صراحتا نه بگوییم و بگیم ما نیستیم و وقتی هم می خواهیم نه بگیم، کلی با خودمون کلنجار می ریم؛ با خودمون می گیم نکنه طرف ناراحت بشه؛ نکنه دلخور بشه و... من برای برون رفت از این وضعیت، نقشه های زیادی کشیدم؛ نمی دونستم چیکار باید بکنم. یه دلهره دیگه هم داشتم؛ با خودم می گفتم: اگه یه وقت، کسی خبر بده بیان بگیرن ببرن مارو، اون وقت آبروم حسابی می ره. من می خواستم دستشویی رو بهونه کنم و از اونجا بزنم برم بیرون اما دستشویی جایی بود که از اتاق مهمونا دیده می شد. در این حال، یه نفر اومد توی اتاق و با اضطراب به اونی که مهمونی رو ترتیب داده بود، گفت: هنوز مواد نرسیده؛ دیر کرده و به گوشیش هم جواب نمی ده؛ چیکار کنیم؟ بعد چند دقیقه، دوباره برگشت و گفت: موادو نیاورده ان هنوز؛ چیکار کنیم؟ این دفعه کمی بلندتر گفت و چند نفر هم متوجه شدن. یه فکری در مغزم جرقه زد؛ بلند شدم خیلی با طمأنینه گفتم: اصلا نگران نباشین؛ می رم الآن سریع همه چیرو ردیف می کنم و می آرم براتون؛ من آشنا دارم؛ نزدیک هم هست خونه اش؛ زیاد طول نمی کشه. بیشتر مهمونا گفتن: باشه منتظر می مونیم. اتاق را خیلی آروم ترک کردم؛ به حیاط که رسیدم، قدم هایم را بلند کردم؛ هم خوشحال بودم و هم خیلی مضطرب بودم از اینکه نکنه تا من از حیاط خارج می شم، اون طرف که قرار بود جنس بیاره، سر برسه. تپش قلبم را احساس می کردم؛ وارد حیاط شدم؛ پشت سرم را هم نگاه نمی کردم؛ سراسیمه از در حیاط بیرون اومدم؛ در را بستم و یه مسیری رو پیاده رفتم تا اینکه از اونجا دور شدم. اولین ماشینی که دیدم، دست تکون دادم و مستقیم برگشتم به خونه. گوشی هایم را خاموش کردم؛ تلفن را از پریز کشیدم؛ به مادرم گفتم: من خسته ام؛ فردارو مرخصی گرفته ام؛ کسی سراغ منو گرفت، بگین نیستم. اون شب با خودم قرار گذاشتم به دوستام، به فامیلام و به هر کس، اونجاهایی که راه را اشتباه می رن و می خوان منو هم با خودشون همراه کنن، همون اولش صراحتا بگم «نه»...

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
(در مورد موضوعات مربوط به تعليم و تربيت.)(استفاده از مطالب، در جایی دیگر، منوط به درج نام نویسنده و مترجم است.)(پروفایل مدیر وبلاگ: نام و نام خانوادگی: محمدرضا باقرپور.)ایمیل خصوصی: hannaneh7@yahoo.com* tameshk.arasbaran@yahoo.com *hannaneh7.hannaneh7@gmail.com laylalalaylaylalalaylaylalay@gmail.com*(سطح تحصیلات: کارشناسی ارشد.)(علاقه: تمشك وحشي قرمز تيره و بنفش جنگل هاي ارسباران.) شماره های تماس، با وبلاگ: *09141260189*09143006168* شماره اصلی و User name فضای مجازی: 09143006168 @laylalalaylaylalalaylaylalay
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • مطالب
    لینک دوستان
  • پرتال امام خمینی(ره)
  • پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
  • پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری
  • وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  • مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
  • دکتر شریعتی
  • پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
  • پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ايران
  • مرکز تحقیقات استراتژیک
  • مرکز آموزش و پژوهش های توسعه و آینده نگری
  • اهل قلم
  • موفقیت
  • دانشجو
  • پایگاه اطلاع رسانی آناج
  • باشگاه خبرنگاران جوان
  • بزرگتــرین بانـک مقــالات علـوم اسـلامی و انســانی(پایگاه مجلات تخصصی نور)
  • نی نی
  • دانشگاه پیام نور
  • انجمن متخصصان علوم ارتباطات اجتماعی استان آذربایجان شرقی
  • خبرآنلاین
  • لینک زن
  • سیستم جامع دانشگاهی گلستان
  • سامانه مدیریت آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور
  • مجله اینترنتی زن روز
  • رضوي
  • مرکز مطالعات ژاپن
  • سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران
  • مجله روان شناسي و علوم تربيتي
  • ميگنا(معلم يك گنجينه ناب است.)
  • ایسنا
  • دکتر الهی قمشه ای
  • خبرگزاری مهر
  • فارس
  • خبرگزاری دانشجو
  • خبرگزاری صدا و سیما
  • آفتاب
  • فرهنگستان هنر
  • فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  • کودکان
  • استاد مطهری
  • ایرنا
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    دیدگاه کلی جناب عالی، نسبت به این وبلاگ، چه گونه است؟






    داستانک ها، تا چه حد، مورد پسند جناب عالی است؟





    آيا جناب عالي، با استمرار اين وبلاگ، با اين شيوه، موافق مي باشيد؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 551
  • کل نظرات : 81
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 13
  • آی پی دیروز : 22
  • بازدید امروز : 42
  • باردید دیروز : 64
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 500
  • بازدید ماه : 1,697
  • بازدید سال : 11,324
  • بازدید کلی : 72,779